کد خبر 302363
۲۵ مرداد ۱۴۰۵ - ۱۰:۰۸

«داستان دو شهر» دوباره چاپ شد

«داستان دو شهر» دوباره چاپ شد

رمان «داستان دو شهر» نوشته چارلز دیکنز با ترجمه محمدامین کاردان پس از سال‌ها دوباره توسط انتشارات امیرکبیر منتشر و راهی بازار نشر شد.

به گزارش حیات به نقل از فارس، رمان «داستان دو شهر» نوشته چارلز دیکنز با ترجمه محمدامین کاردان به تازگی پس از سال‌ها توسط انتشارات امیرکبیر به چاپ دوم رسیده و با ظاهر و طراحی جدید عرضه شده است. اولین چاپ این ترجمه مربوط به سال ۱۳۴۵ است. چارلز دیکنز به عنوان یکی از نویسندگان مهم رئالیست ادبیات جهان شناخته می‌شود که با آثاری چون «دیوید کاپرفیلد»، «اولیور تویست» و ... شناخته می‌شود. دیکنز «داستان دو شهر» را سال ۱۸۵۹ نوشت و در آن مردمان طبقات مختلف جامعه انگلستان را که هرکدام زاییده محیط تربیتی ویژه‌ای هستند، به تصویر کشید. این کار با هدف به تصویر کشیدن تاثیرات اجتماعی انقلاب فرانسه انجام شد.قهرمان داستان پیش رو، مارکی دو سنت اورمون فرزند یک اصیل‌زاده فرانسوی است که در طول داستان چهره‌های مستبد، آزادی‌خواه و فداکار را از خود نشان می‌دهد. دیکنز در این داستان، مخاطبش را از پاریس به لندن و از لندن به پاریس می‌برد و شخصیت اصلی‌اش را با شخصیت‌های مختلف مواجه می‌کند. یکی از شخصیت‌ها یا پرسوناژهای این رمان، «تیغ ملی» یا خانم گیوتین است که لقب «مقدس» به خود گرفته و در طول داستان، از ته می‌تراشد!دیکنز درباره نوشتن «داستان دو شهر» گفته: هرگاه در این کتاب مراجعه‌ای هرچند هم مختصر باشد، به وضعیت مردم فرانسه قبل و در طی انقلاب شده، از اقوال شهود قابل اطمینان استفاده شده است. یکی از آرزوهای من با نوشتن این کتاب، این بوده که چیزی به وسایل عامیانه و جالب درک این ایام مخوف (انقلاب فرانسه) اضافه کنم – گرچه هیچ کس نمی تواند امیدوار باشد که چیزی به فلسفه کتاب عجیب آقای کارلایل بیافزاید.
محمد امین کاردان به عنوان مترجم این کتاب، آن را در سال ۱۳۳۵ به فارسی برگرداند و مقدمه‌ای نیز برای آن نوشت. این مترجم رمان پیش رو را براساس متن فرانسوی آن که در بلژیک چاپ شده بود، ترجمه کرده است. «داستان دو شهر» در ۳ بخش نوشته شده که هرکدام از بخش‌ها به فصل‌های مختلف تقسیم می شوند. عناوین بخش‌های این رمان از این قرار است:«بازگشت به زندگی»، «ریسمان طلایی» و «طوفان».در قسمتی از این کتاب می خوانیم:جلسه دادگاه با محکوم کردن این پنج نفر، به پایان رسید. دارنی و دکتر مانت وقتی از دادگاه بیرون آمدند، خود را در برابر جمعیت پرهیاهویی یافتند که در اطراف در خروجی گرد آمده بودند. و در میان آن‌ها تمام اشخاص حاضر در جلسه محاکمه را شناختند. فقط دو نفر از آن‌ها کم بودند و دارنی هرچه سعی کرد، نتوانست آن دو را در میان جمعیت پیدا کند.وقتی دارنی از در بیرون آمد، مردم دوباره او را احاطه کرده، به بوسیدن و نوازش کردن و ابراز احساسات نمودن، پرداختند. همه فریاد می‌زدند، همه می‌خواستند او را از نزدیک ببینند. جمعیت پایکوبی می‌کرد، می‌رقصید، آواز می‌خواند. و هیجان و شور و شوقشان چنان شدید بود که گویی رودخانه غرانی هم که در کنارش این صحنه رخ می‌داد، در شادی و هیجان آنان شرکت جسته بود.چاپ جدید این کتاب با ۵۲۳ صفحه و شمارگان هزار نسخه عرضه شده است.
انتهای پیام//

برچسب‌ها

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
captcha